ابراهيم عاملي ( موثق )

260

تفسير عاملي ( فارسي )

خاص مىكند و يا خود مردم تصرّف مىكردند ، آيت اوّل براى جلوگيرى از اين جور فكر و عمل نازل شده است ، و هم مجمع البيان نقل كرده است چون عدّه اى از همراهى با پيغمبر ( ص ) براى جنگ در احد خوددارى كردند آيت 162 * ( ( أفَمَنِ اتَّبَعَ ) ) * براى معرّفى مردم نازل شد . ترجمه : 161 نه شايسته بود كه پيغمبرى نادرستى كند و آنكه نادرستى كند برستاخيز او را با آنچه بنادرستى برده بياورند و مزد هر كس آنچه كرده به سنگ پر دهند كه بر كس ستم نشود . 162 مگر شود آنكه بدنبال كار خدا پسند رفت بمانند آن باشد كه با خشم خدا به پيشگاه او باز گردد و جايگاه او دوزخ بود كه بد سر انجامى است آن ، 163 البتّه كه مردم را به پيشگاه [ فراخور كارشان ] پايه ها باشد كه او به آنچه كنند بينا بود . 164 همانا خدا بخششى بمؤمنين كرد كه پيغامبرى از خود - شان در ميانشان نمودار كرد آيات او و نشانه هاى توحيد براىشان بخواند و از پليدى پاكيزه شان كند و قرآن و حكمت آموزدشان با آنكه زان پيش بآشكار گمراه بودند . سخن مفسّرين : « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ » 161 طبرى : ضحّاك گفته است : يعنى نبايد پيغمبر در پخش غنائم جنگى تبعيض كند و بايد بميان همه برابر بخش كند . ابن اسحاق گفته است : يعنى نبايد پيغمبر از طمع يا ترس چيزى از آنچه را خدا به او وحى و امر كرده است پنهان كند و بملَّت خود خيانت كند . و بيشتر مردم مدينه و كوفه ( يغلّ بضم يا و فتح غين به صيغه ى مجهول قرائت كرده‌اند ) و به اين قرائت معنى چنين است : شايسته نيست بمقام نبوّت كه به او خيانت كنند و او را گول بزنند . و روايت كرده‌اند كه عدّه اى از اصحاب پيغمبر روز بدر به آن حضرت خيانت كردند اين آيه براى عمل آنها نازل شده است . مجمع البيان : يعنى نبوّت با خيانت سازگار نيست و اختصاص اسم پيغمبر با اينكه خيانت نسبت به همه كس زشت است بواسطه ى آن است كه چون بر او كه اختيار